گزارش + تصویری = همایش سراسری شعر مقاومت وپایداری دزفول (2)
دومین همایش شعر مقاومت وپایداری دزفول
«« اززاویه ای دیگر »»
همیشه گزارش یک خبر بازوم کردن برروی مراسم اصلی در اصحاب رسانه ها بازتاب می یابد.اما همین مراسم های به ظاهر چندین ساعته ،لحظات وافرادی را می طلبد که بیش از روزها وساعتها بلکه ماه ها باتمرکز براین مراسم در جهت هرچه باشکوه تربرگزار کردن آن تلاش می کنند.
حال هنردز هم با پوشش خبری مراسم های هنری سعی کرده گاهی با چرخش چند درجه ای دوربینش - زاویه های دیگری را علاوه بر آنچه در اکثر رسانه ها بازتاب داده می شود به تصویر بکشد.شاید پاسداشتی باشد برای آن عزیزان ویا گوشه ای از زحمات دیگر هنرمندان را یادآور شود. وشاید هم وسعت روح هنرمند است که همیشه تلاش می کند تا از این کادرها خودش رابیرون بکشد وبا نگاهی موشکافانه به اطراف بیندازد. پس با ماهمراه باشید.
همایش شعر مقاومت دزفول دردومین سال برگزاریش با انسجام وبازتابی بیشتر ازسال پیش برگزار شد.یکی از برنامه های جانبی این همایش نمایشگاه عکس پایداری مردم دزفول بود که در محوطه باز فرهنگ واداره ارشاد اسلامی دزفول دایر شده بود وبی شک هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار می داد.


واما در قسمت های پایانی همایش آقای کاج پس از ایراد سخنانی در ارتباط باهمایش گفتند: دبیر اصلی این همایش آقای تاج (ریاست فرهنگ وارشاد اسلامی هستند) ومن هم (دبیر اجرایی) این همایش. وتشکر ویژه ای داشتند ازسرهنگ عقیلی( مدیر کل حفظ ونشر ارزشهای دفاع مقدس )، سرهنگ صفار (مسئول دفاع مقدس وموزه ) ،مدیر کل اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ،فرماندار وشهر دار محترم ، آقای گلستان باغ وافزودند: با صحبت هایی که باآقای گلستان باغ صورت گرفته قرار است از طرف ایشان هدیه ای علاوه برهدایای جشنواره به برگزیدگان تقدیم شود.وی افزود: قرار است آثار برگزیدگان این همایش در مجموعه کتابی به چاپ خواهند رسید.
ودرآخراز اعضای انجمن شعرای دزفول وستاد این همایش تشکر کردند:
آقایان:
محمد شرفی،حسین سنگری،توکلی،لملیکی،محمدزاده،پناهی،دناک،رضاقادری،توحیدی،آبسالان،زارع،ذبیحی وخانم عدالتی.



اما دوربین خوش ذوق هنردز سراغ داورهای این همایش هم رفت:

وشاعران اهل قلم خوزستان


استاد عبداللهی که جای شعر خوانیشان دراین مراسم واقعاَ خالی بود(؟؟؟)




پایان همایش درمحوطه باز اداره ارشاد دزفول. وپایان .نقطه ای که اگر هنرمند در هنرش به آن برسد فاجعه خواهد بود.امید که هیچ کس به پایان خودش نرسد...


شهر من دزفول
خواب دیدم که روی نقشه هنوز گیسوان تو شعله ور مانده
از هیاهوی کوچه ای بن بست ،چند دیوار مختصر مانده
زیر رگبار تازیانه وتیر شانه هایت دوباره می لرزند
دست یک کودک سه ساله هنوز بی هدف روی زنگ درمانده
یازاشک وآه می سوزند لانه های پرندگان درباغ
از هیاهوی سبز چلچله ها زیر هر چینه،پرمانده
چشم غمگین یک عروسک خیس،زیر پاهای کوچه افتاده است
مادری بانگاه بی رمقش ،خیره برگریه ی پسر مانده
سیلی یک شهاب سرگردان،صورت شهرراخراشیده است
باز برسینه ی ستبر بلوط،رددندان صد تبر مانده
ازسرآغاز شب دراین کابوس،سرفه می کرد شهر من دزفول
سینه اش درمیان تب می سوخت،مثل یک داغ برجگر مانده
گرگ هایی که مانده اند هنوز پشت دیوار شهر،زوزه کشان
نقشه ها می کشند برگردند،یعنی آماده باش فرمانده
عبدالحسین انصاری (بندر عباس) – دومین همایش شعر مقاومت وپایداری دزفول (خرداد ۹۱)

/اختصاصی هنردز/
(اخبــار فرهنــگی هنـــری دزفــول)