نظری بر کارنامه هنری ایرج طهماسب
نظری بر کارنامه هنری ایرج طهماسب
نکته جالب در روند فیلمسازی طهماسب آن است که او،کارگردانی ویژهاش را در فیلمهای دیگری نيز آزمود و سربلند برآمد.«یکی بود،یکی نبود» فیلم متفاوتی نسبت به جهان داستانی کلاهقرمزی بود اما بچهها آن را هم پسندیدند.

«ایرج طهماسب» بازیگری در سینما را سالها پیش شروع کرد؛از سال 64 و با فيلم «آن سوي مه». شايد آن زمان هنوز کارگردانی برایش تا این اندازه جدی نبود.وقتی او در فیلم «زیر بامهای شهر» نقش تازهدامادی را که دربهدر دنبال خانه میگشت،ایفا کرد،نه خودش و نه هیچ کس دیگر فکر نمیکرد آن جوان بلندبالای لاغراندام،روزی کارگردان سهگانه پرفروش «کلاهقرمزی» شود.
طهماسب از آغاز کارش در سینما و بعدتر تلویزیون،خود را به عنوان کمدیني متفاوت معرفی کرد؛کمدینی که ظاهری جدی و گاهی خشن دارد اما ناخواسته در موقعیتهایی قرار میگیرد که مضحک و خندهدار جلوه میکند.
گویا کارگردانان دیگر سینما هم متوجه این وجه از توانایی او شده بودند که در نقشهای مشابهی از وی بازی گرفتند.«عینک دودی» به کارگردانی «محمدحسین لطیفی»،کمدی خوشساخت و موفقی از کار درآمد،ولی «رفیق بد» ساخته «عباس احمدیمطلق» با وجود قرارگرفتن چندباره طهماسب در کنار یکی از دو زوج ثابت بازیگریاش «حمید جبلی»،نتوانست چندان تماشاگران و منتقدان را راضی کند.
با این حال، حتی این رویداد چیزی از هنر بازیگری و کارگردانی طهماسب نکاست تا او و آثارش همچنان محبوب کوچک و بزرگ باقی بمانند.
در حوزه کودک و نوجوان،کارگردان «کلاهقرمزی و بچهننه»،ابتدا این عروسک جادویی را در تلویزیون آزمود و هنگامی که از مخاطب میلیونی رسانه ملی پاسخ مثبت گرفت،عروسک بامزهاش را به سینما آورد تا سرآغاز ثبت رکوردی تازه در فروش فیلمهای مخصوص کودکان باشد.فروش 175 میلیون تومانی «کلاهقرمزی و پسرخاله» در سال 73 برای همیشه در تاریخ سینمای ایران در یادها باقی ميماند.
حالا دیگر مخاطبان سینما میدانستند پای هر کدام از فیلمهای ایرج طهماسب بنشینند،لحظات خوشی را خواهند داشت.این کارگردان برای حفظ و تدام محبوبیت کلاهقرمزی،پس از دو حضور سینمایی او، بار دیگر در دو برنامه نوروزی،عروسکش را به رسانه ملی آورد و نشان داد كه کلاهقرمزی و اقوامش برای همیشه در دل مخاطبان سینما و تلویزیون جا باز کردهاند.
نکته جالب در روند فیلمسازی طهماسب آن است که او،کارگردانی ویژهاش را در فیلمهای دیگری نيز آزمود و سربلند برآمد.«یکی بود،یکی نبود» فیلم متفاوتی نسبت به جهان داستانی کلاهقرمزی بود اما بچهها آن را هم پسندیدند.
«دختر شیرینیفروش» و «زیر درخت هلو» نیز چنین وضعیتی داشتند و با اقبال مناسبی نزد سینماروهای بزرگسال مواجه شدند. برگ برنده طهماسب اما،تشکیل مثلثی مرکب از خودش،حمید جبلی و فاطمه معتمدآریا در فیلمهایش بود.
این گروه سه نفره از زمان تولید «شهر موشها» و نسخه تلویزیونی آن،«مدرسه موشها» در دهه شصت، شکل گرفت که تا امروز ادامه یافته.هرچند که در تازهترین سری کلاهقرمزی،جای معتمدآریا خالی است. با وجود این،نباید منکر روحیه شاداب،کودکانه و امیدبخش خالق کلاهقرمزی شد.
او به راستی مردی است که دلش نمیخواست آدمبزرگ باشد.
احمدرضا حجارزاده
(اخبــار فرهنــگی هنـــری دزفــول)